روزانه نویسی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

   در حالی این مطلب رو مینویسم که دورم پر از کارتن های اثاث بسته بندی شده هستش.  آپارتمانی رو پیش خرید کردیم که هنوز امتیازاتش وصل نیست ولی به احتمال زیاد این جمعه مجبوریم اثاث کشی کنیم چون خونه ای که الان هستیم دو ماه از سررسید سالش میگذره وصاحبخونه به یکی دیگه اجاره داده. بچه هام رو میبرم مشهد پیش مامان بمونن تا آپارتمان کامل بشه، خودم و همسری هم یه فکری به حال خودمون میکنیم. به هر حال خوشحالم که بعد از سه سال از خونه بدوشی در میاییم، واسه ما که صاحب خونه بودیم سخته که مستاجر باشیم. خوشبختانه آپارتمان بزرگتر مشهد فروش رفت و اینجا خونه خریدیم و شدم همجوار خانواده همسر.  شاید بگید اگه خانواده همسرت اونجان چرا بچه ها رو میبری مشهد؟ دلیلش اینه که مادر شوهرم سنش بیشتره و نمیتونه دختر کوچولوی سه ساله و خیلی شیطون من رو نگهداره، ولی مامانم حوصلش بیشتره به اضافه اینکه خواهرم و بچه هاش هم هستند و از پس وروجک من برمیان، البته میدونید که هیچ کس جای مامان و خواهر خودت رو نمیگیره. مامانم هر روز تماس میگیره که چرا بچه ها رو نمیارید یا اگه کار داری بیاییم قربونت مامان جون. شارژ ADSL هم در شرف اتمامه و احتمالا تا بعد از اثاث کشی و نصب تلفن این آخرین پست من باشه. اگه لطف کردید و نظر گذاشتید سعی میکنم با موبایل تایید

کنم. توی این شلوغی فردا شب میرم واسه عکاسی و فیلمبرداری مجلس عروسی و چون مسیرش کمی دوره احتمالا تا دیر وقت طول بکشه و جمعه هم اگه اثاث کشی باشه دیگه کار من در اومده! 

 راستی گفتم آپارتمان بزرگتر رو فروختیم فکر نکنید ما چندتا خونه داریم، یک آپارتمان نقلی ۶۰ متری داریم که روی سندش کلی وام گرفتیم و به پشتوانه اون وامها آپارتمانی بزرگتر و قولنامه ای خریدیم، حالا اون بزرگتره رو فروختیم و اینجا خونه گرفتیم. بعضی ها میگن چرا خونه رو تو مشهد فروختید که تو شهر کوچیکتر خونه بخرید ما بهشون میگیم وقتی بخاطر کار همسرم احتمال برگشت به مشهد خیلی کمه چرا همینجا خونه نداشته باشیم واقعا زوره خودت خونه داشته باشی بعد با صاحبخونه سر و کله بزنی.حالا اگه روزی خدا خواست و برگشتیم مشهد خونه اینجا رو میفروشیم دوباره مشهد خونه میگیریم.

تا پست بعدی که احتمالا چند وقت دیگه باشه خداحافظ.

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:31
برچسب‌ها : روزانه,نویسی,